سعید کریم زاده، کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک

تا یک دهه پیش اغلب فعالان حوزه های اقتصادی و بنگاه های تجاری و حتی عامه مردم در ایران، بر این باور بودند که تبلیغات یک کار بیهوده و یک حرکت کم سود است که نه تنها به افزایش فروش یک بنگاه تجاری کمک نمی کند بلکه هزینه های مضاعفی را هم برای آن ها ایجاد می نماید و بر این باور بودند که تولید کالای با کیفیت بهترین تبلیغ است و محصول با کیفیت نیازی به تبلیغ ندارد ولی با گسترش بازار و افزایش رقبا بسیاری از فعالان اقتصادی و بنگاه های تجاری دریافتند که تولید با کیفیت یکی از ملزومات افزایش فروش و سود تجاری است نه همه آن و کم کم با فراگیر شدن دانش تبلیغات و بازاریابی و افزایش رقبای قدرتمند و تقسیم سهم بازار به ناچار جهت حفظ جایگاه و موقعیت خود و افزایش سهم خود در بازار به تبلیغات روی آوردند و امروزه می توان از تبلیغات به عنوان بازوی بازاریابی نام برد.

در واقع تبلیغات یک ارتباط منظم و هدفمند است که می تواند به استفاده از روش های نوین و خلاقانه به مشتری کمک نماید تا برای خرید محصول تصمیم گیری نماید و در واقع تبلیغات بر ضمیر ناخودآگاه مخاطبان تأثیر می گذارد و همین تأثیر نامحسوس بر ذهن مشتریان می تواند در آینده ای نه چندان دور یک شرکت را به سوددهی برساند و یا سود آن شرکت را افزایش دهد.

از مزایای تبلیغات می توان به مواردی از جمله معرفی محصول جدید به بازار، گسترش بازار، افزایش فروش، مقابله با رقبا، ایجاد مزیت رقابتی، آموزش به مصرف کنندگان و تمایز محصول با رقبا اشاره کرد.

امروزه شرکت هایی موفق خواهند بود که در حوزه تبلیغات به صورت منحصر بفرد کار کرده اند و از مشاوران خوب تبلیغاتی بهره می برند و هزینه های تبلیغاتی را برای کسب و کار خود به عنوان سرمایه گذاری می دانند.

باید بپذیریم عصر بازاریابی سنتی به پایان رسیده و امروزه فروش کالا یا خدمات روش های خاص خود را دارد و در برابر تغییرات جهان نمی توان ایستادگی کرد و برای بقا بایستی تغییر کرد.

هنری فورد، کارآفرین، مخترع، نویسنده و نظریه پرداز آمریکایی بود که شرکت خودروسازی فورد را در سال 1903 تأسیس نمود. وی معتقد بود: کسی که به خاطر صرفه جویی در هزینه ها، تبلیغات خود را متوقف نماید، مانند کسی است که برای صرفه جویی در وقت، ساعتش را متوقف کند.